الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

337

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

گذاشت « ( تا حقايق هستى را دريابيد ) . و اگر مىبينيم نخست از « گوش » نام مىبرد و سپس از « چشم » ، با اينكه چشم ظاهرا دايره فعاليت وسيعترى دارد شايد به خاطر آنست كه در نوزاد نخست فعاليت گوش شروع مىشود و بعد از مدتى چشمها قدرت ديد را پيدا مىكنند ، زيرا چشم در عالم رحم مادر كه تاريكى مطلق بر آن حكومت مىكند در آغاز تولد آمادگى براى پذيرش اشعه نور ندارد . و به همين دليل بعد از تولد غالبا بسته است ، تدريجا به نور عادت مىكند ، و قدرت ديد در آن زنده مىشود ، در حالى كه گوش انسان به اعتقاد بعضى حتى در عالم جنين كم و بيش قدرت شنوايى دارد و آهنگ قلب مادر را مىشنود و به آن عادت مىكند ! از اين گذشته انسان با چشم ، تنها امور حسى را مىبيند در حالى كه گوش وسيله اى است براى تعليم و تربيت در همه زمينه‌ها ، زيرا از طريق شنيدن كلمات به همه حقايق اعم از آنچه در دائره حس است و آنچه بيرون از دائره حس آشنا مىگردد ، در حالى كه چشم اين وسعت عمل را ندارد ، درست است كه انسان با خواندن كلمات از طريق چشم مىتواند به اين مسائل آشنا شود اما مىدانيم خواندن و سواد در مورد همه انسانها جنبه عمومى ندارد ، در حالى كه شنيدن كلمات عمومى است . اما اينكه چرا « سمع » به صورت مفرد ذكر شده و ابصار ( جمع بصر ) به صورت جمع ؟ دليل آن را در جلد اول ذيل آيه 7 سوره بقره بيان كرده‌ايم . اين نكته نيز قابل توجه است كه « فؤاد » گرچه به معنى قلب ( عقل ) آمده است ، ولى اين تفاوت را با قلب دارد ، كه در معنى فؤاد ، جوشش و افروختگى و يا به تعبير ديگر تجزيه و تحليل و ابتكار افتاده است . راغب در « مفردات » مىگويد : « الفؤاد كالقلب لكن يقال له فؤاد اذا اعتبر فيه معنى التفؤد اى التوقد » : « فؤاد مانند قلب است ، و لكن اين كلمه